به نام ایزد کیهان
آسمان تیره
من خیلی احتیاج دارم به این که یکی تو این دنیا پاشه به من بگه که چطوری می شه خدا رو با علم نجوم اثبات کرد؟ اگه شما خواننده ی عزیز می تونید به من کمک کنید می تونید نظرتونو بگید واقعا" ممنون می شم. سرودههای زرتشت با نگاهی به سرودههای زرتشت در گانها روشن میگردد که او تا چه حد برای شناسایی چگونگی افلاک در تلاش و جستجو بوده است. زرتشت در گانها اهورامزدا را به کرات مورد خطاب قرار داده و از او درباره چونی و چندی جهان ، زمین و آسمان و نظم و ترتیب آنها و چگونگی استواریشان ، پرسش میکند. پرسشهای او نشانگر توجه عمیق مردم زمان و کنکاش آنها درباره وضع آسمان و افلاک نشانگر آنست که جامعه زمان با کنجکاوی هر چه بیشتر در صدد شناسائی جهان عظیم خود بوده و میکوشیده است تا به (مکانیزم) آن پی ببرد. به عنوان نمونه چند بند از سرودههای زرتشت را در اینجا نقل میکنیم: تقویم ایرانیان ایرانیان از دیرباز دارای تقویم خورشیدی و سال 365 روزه بودند. میگویند که در زمان زرتشت تقویم آنها بر اثر مرور زمان دچار اختلال میگردد و آغاز سال به علت کسر روز مازاد بر 365 روز با آغاز فصول طبیعی میزان نبوده ، از این رو زرتشت کبیسه جدیدی معمول میدارد که هر 120 سال ، یک ماه به سال خورشیدی اضافه میشده است تا نظم لازم برقرار گردد. شناخت و چگونگی افلاک در اساطیر زرتشتی در اساطیر نشانههای فراوانی در زمینه برخورد و توجیه چگونگی افلاک و ستارگان و ماه و خورشید و نحوه گردش آنها و پیوند و رابطه شان باهم وجود دارد. در آثار بجا مانده از آن دوران شاهد نوعی دسته بندس علمی درباره ستارگان هستیم که در ارتباط با بینش مذهبی صورت گرفته است. چنانکه ستارگانی را که دارای گردش منظم هستند از جمله (هرمزد آفریدهها) بشمار آورده و آنهائی که دارای حرکت نامنظم تشخیص داده شدهاند، به عنوان ستارگان اهریمنی طبقه بندی شدهاند. در اساطیر مزبور به گونهای قابل توجه به مسئله خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی اشاره رفته و چگونگی این پدیده شرح داده شده است. درباره مسائل نجومی و نقش آن در اساطیر زرتشتی در کتاب اساطیر ایران چنین آمده است: در اساطیر زرتشتی سیارات، یا "ابااختران" ستارگانی اهریمنی به شمار میآیند. زیرا ، حرکت آنان در آسمان به نظر مردم کج و معوج است. در برابر اباختران ، روشنان یا اختران ستارگانی هرمز آفریدهاند، زیرا ، حرکت ایشان منظم و به قاعده است. هر یک از اختران در میان اباختران دشمنی دارد. //+++++++++++++++++++++++++++ وشعری زیبا از مهدی اخوان ثالث که تنها شاعری است که آن قدر شعرهایش را دوست دارم که بعضی وقت ها فکر می کنم این شعر ها را خود من سروده ام آن بالا
"از تو میپرسم اهورا به راستی مرا از آن آگاه فرما. کیست آن کسی که در روز نخست از آفرینش خویش پدر راستی گردید؟ کیست آن کسی که به خورشید و ستاره راه سیر بنمود؟ کیست آن کسی که از ماه گهی پر است و گهی تهی. این مزدا این و بسا چیزهای دیگر را میخواهم بدانم." از تو میپرسم ای اهورا به راستی مرا از آن آگاه فرما. کیست نگهدار این زمین در پائین و سپهر (در بالا) که بسی نشیب فرد نیاید؟ کیست آفریننده آب و گیاه؟ کیست که به ابر و باد تند روی آموخت؟ کیست ای مزدا آفریننده منش پاک. از تو میپرسم ای اهورا به راستی مرا از آن آگاه فرما. کیست آفریننده روشنایی سودبخش و تاریکی؟ کیست آفریننده خواب خوشی بخش و بیداری؟ کیست آفریننده بامداد و نیمروز و شب که مردم را برای بجای آوردن نماز میخواند.
نام هفت اباختر ، که سپاهبدان سیارات هستند، چنین است: هرمزد (مشتری) ، کیوان (زحل) ، بهرام (مریخ) ، ناهید (زهره) ، تیر (عطارد) ، ماه سیاه یا ماه اباختری ، خورشید سیاه یا مهر اباختری.
ماه سیاه آن است که در برابر ماه قرار میگیرد و آن را سیاه میکند و خورشید سیاه آن است که در برابر خورشید قرار میگیرد و آن را سیاه میکند. طبیعی است که این تعبیری کهن برای گرفتن ماه و خورشید بوده است، عملی نجومی که علت آن را نمیدانستهاند. از جمله هفت اباختر ، دو ستاره دنباله دار را نیز میشناختهاند. یکی گوزهر (جوزهر) بوده است که چون ماری در آسمان بوده است و سرود نبی داشته است و دیگری موش پری که ذودوابه است. در برابر سپاهبدان اباختران ، هفت اخترانند که اینان نیز سپاهبدان اختران هستند. این هفت عبارتند از:
هفت اورنگ (=بنات النعش) در برابر هرمزد ، میخ میان آسمان (= جدی) در برابر کیوان ، و ننه (= نسر واقع) در برابر بهرام ، سدویس (= الدبران) در برابر ناهید ، تیشتر (= شعرای یمانی) در برابر تیر ، خورشید و ماه روشن در برابر خورشید و ماه سیاه.
در دنباله این سخن جا دارد یادآور شویم که از بخشهای متأخر اوستا که اطلاعات مربوط به ستاره شناسی جابجا در آن یافت میشود، چنین دریافت میگردد که سپاهبدان هفتگانه که در حکم دستیاران اورمزد هستند، همانند هفت سیاره قلمداد شدهاند. نکته دیگری که نباید از یاد ببریم آنکه آسمان مهمترین نماد اهورامزدا بوده تا جائی که هرودوت مینویسد، "اهورا مزدا" نامی است که ایرانیان به فلک الافلاک یا به عبارت دیگر به تمامی آسمان میدهند.
داشتم با ناهار
يک دو پيمانه از ان تلخ، از ان مرگابه
زهر مارم مي کردم؛
مزه ام لب گزه ي تلخ و گس با همگان تنهايي.
پسرک
_ پسرم _
در سکنج دو رديف قفسکهاي کتاب،
رفته بود ان بالا
دستها از دو طرف وا کرده،
تکيه داده به دو ارنج، گشوده کف دست
پاي اويخته و سر سوي بالا کرده.
مثل يک مرد که بر دار صليب.
يا اگر بايد هموار بگويم، شايد،
مثل يک چوب نه هموار صليب.
خواهرش گفت :
« بيا پايين، زردشت! »
مادرش گفت :
«بيا پايين مادر!
وقت خواب ست، بيا، من خوابم مي ايد. »
« من نمي ايم پايين، من اينجا مي خوابم. »
_ گفت زردشت صليب _
« من همين بالا مي خوابم. »
من به او گفتم، يا مي گفتم مي بايد :
« تو بيا پايين، فرزند !
پدرت ان بالا مي خوابد »
يا شايد :
« پدرت ان بالا خوابيده ست ! »
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |









